جدال همافزایِ تخیلات واقعگرا؛ بررسی گزارههای رئالیسم جادویی در دور رمان کافکا در کرانه اثر موراکامی و شجرة العابد اثر عمار علی
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
doi
10.22126/jccl.2025.11910.2686چکیده
نمادهای واقعی تخیُّلگریز بوده و مفاهیم و صور انتزاعی نیز به صورت بنیادین پیوندی با نمادهای رئالیستی ندارند، اما محمل ادبیات آوردگاهی است که این دو سویة ناهمگون از تأملات منطقگریز را واجد پیوندی ناگسستنی میکند، به گونهای که گاه مرز میان آنها قابل تشخیص نیست، بخصوص در مؤلفههایی چون رازگونگی، پوچگرایی، فضای وهمآلود، دگردیسی و مسخشدگی و تا حدودی صوفیگری. شاید شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در جوامع نکبتزدة جهانی، نویسندگان را به این سبک فراخوانده و باعث شده نویسنده با زبانی رمزگونه و تلفیق نمادین واقعیت وخیال، واقعیتهای جامعه را به تصویر کشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفههای رئالیسم جادویی در دو رمان شجرة العابد از عمار علی و «کافکا در کرانه» از موراکامی پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که عناصر وهم وخیال، تنهایی، اوضاع سیاسی-اجتماعی، سکوت و بایکوت اختیاری، حضور موجودات فراحسی، ورازگونگی وپوچگرایی در این دو رمان استعمال شده است. عناصری چون استحاله و دگردیسی و صوفیگری تنها در رمان شجرة العابد، و مؤلفههایی چون پوچگرایی وفضای متعفن فقط در رمان کافکا کاربرد داشته است. برجسته ترین این مؤلفه ها در شجرة العابد ترسیم فضای تعفن آلود و جنبه متصوفانه بوده، و مؤلفههای برجسته رمان کافکا تقابل، پوچانگاری و رازگونگی بوده است. عمار علی به اوضاع نابسامان جامعه، مسائل اجتماعی و نمادهای عرفانی پرداخته است، اما موراکامی به مسائل انسانی در جامعه خود از جمله به تنهایی، پوچی ومرگ ومسائل فرهنگی اشاره کرده است. گاه نیز اشارات فراواقعی موراکامی قهری، انقباضی، انزواطلبانه و از روی اعتماد به عناصر مادی بوده، در حالیکه نگاه غالب در نزد عمار علی انبساطی، خودخواسته، غیرمادی وعاطفه محور بوده است.