پردازش تطبیقی ربیعیات در سرودههای صفی الدّین حلّی و منوچهری دامغانی
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، ایران.
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
doi
10.22126/jccl.2024.10444.2598چکیده
فصل بهار، یکی از موضوعات اصلی در حوزة وصف است که از دیرباز در ادبیّات، به شیوههایی خلاّقانه، ظهور و بروز یافته است. صفی الدّین حلّی، شاعر ادبیّات عربی و منوچهری دامغانی، شاعر ادب فارسی در توصیف بهار، چکامههایی ارزنده و زیبا سرودهاند. آنها ضمن آشنایی با علوم موسیقی، با بهرهگیری از توانایی ستودنی خود در مشاهدة طبیعت باطراوت و دنیای شگفتانگیز پیرامونشان توانستهاند مظاهر بهار را زیباتر از آنچه در واقعیّت است، به تصویر آورند. پژوهش حاضر کوشیده است تا به شیوة کتابخانهای به تبیین جایگاه ادبی دو شاعر شهیر بپردازد و بارزترین مضامین توصیف بهار در اشعار آنان را با رویکرد تحلیلی- تطبیقی، مطابق مکتب ادبیّات تطبیقی فرانسه مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان میدهد که شاعران، با بهرهگیری از هنر و توانمندی شگفت خود در توصیف دگرگونیهای بهار، تصاویری نو و بدیع آفریدهاند. مفاهیمی چون رستاخیز طبیعت، ابرهای گهربار، آسمان نیلگون، رودهای خروشان، آوای پرندگان، جوانهها و شکوفههای رنگین، گلهای رنگارنگ، نسیم خوشبو، فضای عطرآگین بوستان، در اشعار شاعران، بیشترین بسامد را دارد. به نظر میرسد منوچهری، حتّی در مدایح خود، وصف بهار را از یاد نمیبرد، امّا در شعر حلّی، مدح ممدوح، گاه در میان توصیف بهار، جلوهای پُررنگتر دارد.