شعر حافظ و سعدی و شاب ظریف در پرتو بینامتنیت

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 دانش‌آموختۀ دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

4 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22126/jccl.2025.11094.2645
چکیده

تحلیل و مقایسۀ متون با یکدیگر در حوزۀ نقد و نظریه یکی از روش‌های جدید و کاربردی تحقیق به شمار می‌رود، در این راستا نظریۀ بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمده‌ترین مسأله در نظریۀ بینامتنیت کشف شباهت‌های متون است و دانشمندان این نظریه معتقدند‌که متن نظامی بسته نیست و متون در حال گفت‌وگو با یکدیگر هستند و هیچ متنی بدون پیش‌متن به وجود نیامده و هر متنی بر پایۀ متون پیشین خلق شده است، از این رو تطبیق متون ادبی ملل گوناگون ممکن است سبب کشف مضامین مشترک میان آثار شاعران و نویسندگان با یکدیگر شود. یکی از شعرای غزل‌سرای عرب که در قرن هفتم می‌زیسته، شاب‌ظریف است که معاصر با سعدی و متقدم بر حافظ است. اصلی‌ترین مضمون در دیوان او عشق و بیان احوال عاشق و معشوق است. اشعار او شباهت‌های مضمونی گوناگونی با غزلیات حافظ و کلیات سعدی دارد که شامل مواردی مانند نصیحت‌ناپذیری عاشق، وفای عهد، اشک‌ریزی عاشق، دیدار عاشق و معشوق، فراق و... است. از این روی در این جستار با بهره جستن از نظریۀ بینامتنیت کریستوا به تحلیل و بررسی برخی از موارد قرابت و تشابه مضامین شاب‌ظریف با کلیات سعدی و حافظ پرداخته و نمونه‌هایی از وحدت و تقارب مضامین آنان را بیان کرده‌ایم.