حاکمیت نظر در تکوین تلقی ابن‌سینا از فلسفۀ عملی

نویسندگان

1 استادیارگروه فلسفۀ معاصر، دانشکدۀ فلسفه، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.

doi
10.30497/ap.2022.241853.1559
چکیده

فلسفۀ عملی ابن‌سینا به نیرویی فکری، همپای فلسفۀ نظری‌اش تبدیل نشد. پرسش از بنیاد غیبت مسئلۀ عمل انسانی در مرکز توجه تفکر سینوی، هم به فهم خاستگاه گسست نظر و عمل در تفکر او و هم به درکی از نسبت نظر و عمل در سِیر بعدی اندیشۀ فلسفی در جهان اسلام که در نگرش سینوی ریشه دارد، یاری می‌رساند. درحالی که بررسی‌های این مسئله تاکنون، معطوف به بیان علت‌های بیرونی و تبیین‌های غیرفلسفی بوده، مقالۀ حاضر، تلاشی است ناظر به جست‌وجوی چراییِ غیبت مسئلۀ عمل انسانی در متن تفکر فلسفی سینوی. با تمرکز بر جایگاه تقسیم علوم، نگرش ابن‌سینا به ماهیت فلسفۀ عملی تبیین می‌شود و این نتیجه به‌دست می‌آید که او اشتراک فلسفۀ نظری و عملی را نظرورزی و افتراق آن‌ها را غایت عملی می‌داند؛ چنان‏که هردو، نظرورزی‌اند؛ اما فلسفۀ نظری، نظرورزی محض و مرتبۀ اول، و فلسفۀ عملی، نظرورزی مقید به عمل و دومین است. به همین نحو، عقل نظری بر عقل عملی تقدم دارد و عقل عملی که فهمی مستقل، ازآنِ خود و اصیل ندارد، مجری اوامر عقل نظری و تابع آن است. با تقدم و حاکمیت مفروض نظر بر عمل، در مواجهۀ نظر با عمل در فلسفۀ عملی، از آنجا که عمل، جزئی، متغیر و متکثر، و نظر، کلی، ثابت و واحد است، عمل به ادراک عقل نظری درنمی‌آید. ابن‌سینا با ایستادن در موضع نظر، عمل را تا آنجا که مقدور است، نظری می‌کند و درقالب امری طبیعی در نفس‌شناسی پی می‌گیرد و آنچه را در مرزهای نظر محض نمی‌گنجد، به مرجعی بیرونی غیراز عقل بشری وامی‌گذارد؛ درنتیجه، در نگرش سینوی، آنچه از عمل انسانی می‌ماند، دیگر مسئله‌ای فلسفی نیست تا پیگیری فلسفه‌ای عملی را ضرورت بخشد.‌