تحلیل عناصر دینی نظریۀ سعادت و تبیین نقش آن‏ها ازنظر ابن ‏سینا و توماس آکوئیناس

نویسندگان

1 دانشیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

2 استاد فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

3 دانشجوی دکتری الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

doi
10.30497/ap.2022.242073.1568
چکیده

مسئلۀ سعادت انسان از دیرباز، موردتوجه متفکران بوده و ارسطو از نخستین اندیشمندانی است که سعادت را محور نظام اخلاقی خویش قرار داده است. ازنظر این فیلسوف، سعادت، غایت زندگی انسان محسوب می‌شود که درپی کسب فضایل اخلاقی و عقلانی در دنیا به‌دست می‌آید. ابن‏سینا و توماس آکوئیناس به ‏عنوان دو فیسلوف شاخص مشائی در شرق و غرب، هرکدام، تفسیری خاص از نظریۀ سعادت بیان کرده ­اند. در این نوشتار، با استفاده از روش توصیفی‌- تحلیلی، بررسی تطبیقی تفسیرهای عرضه‌شده ازسوی این دو فیلسوف را به‌منظور کشف افتراقات و اشتراکات نظریاتشان انجام داده‌ایم. مباحث این دو متفکر، بیانگر آن است که هردوی آنان تفسیرهایشان از نظریۀ سعادت ارسطو‌ را با تمسک به عنصر دینی خویش و با تکیه بر رویکردی عقلانی، در بستر تعالیم دینی به‌دست داده‌اند. ابن‌سینا در بُعد عملی سعادت، درقالب تمسک به جنبۀ عملی شریعت اسلام، با بیان فضایل و رذایل دینی و التزام به آن‌ها، و توماس آکوئیناس درقالب قاعدۀ فیض و لطف الهی با مطرح‌کردن ایدۀ فضایل الهیاتی، موجب قرین‌سازی سعادت دنیوی ارسطو با سعادت دینی- اخروی شده‌اند. ابن‌سینا با رویکردی تکمیلی و با محور قراردادن سعادت عقلی، نقش شرع در سعادت را لازم و تکمیل‌کننده دانسته و توماس آکوئیناس نیز با رویکردی ترکیبی، علاوه‏بر سعادت عقلی ارسطویی، سعادت الهیاتی مبتنی ‏بر ایمان مسیحی را لازم و نقش آن را تکمیل ­کننده به‌شمار آورده است.