تحلیل خاستگاه شکل‌گیری نهادهای اجتماعی با تکیه بر نظریۀ انگاره‌های عمومی در فلسفۀ فارابی

نویسندگان

1 دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.30497/ap.2021.241716.1553
چکیده

نهاد به‏مثابۀ واقعیتی اجتماعی و عامل انسجام‌بخشِ کنش‌های مشترک میان افراد جامعه، علاوه‏بر آنکه تاکنون، موضوع بررسی‌های جامعه‌شناختی و اقتصادی واقع شده، در تحلیل‌های هستی‌شناسانه ازسوی برخی فیلسوفان معاصر نیز موردنظر بوده است. فارابی به‏مثابۀ اندیشمندی که برای امر اجتماعی و جامعه در تحلیل‌های فلسفی خود، اهمیت فراوان قائل بوده، فیلسوفی است که با عرضۀ نظریۀ خاص خویش درحوزۀ انگاره‌های عمومی توانسته در خوانشی دوباره، مبانی و بسترهایی را برای بحث درخصوص تحلیل هستی‌شناسانۀ نهاد و پاسخ‌گویی به پرسش مطرح‌شده دربارۀ چرایی اشتراک کنش‌های مردم جامعه به‌دست دهد. در این پژوهش کوشیده‌ایم با واکاوی نظریۀ انگاره‌های عمومی فارابی و لوازم آن و همچنین بررسی مفهوم «نهاد» به ‏مثابۀ واقعیتی اجتماعی، نسبت میان این دو مقوله را تبیین کنیم. طبق دیدگاه فارابی، نهادها همان انگاره‌های عمومی‌ای هستند که نیازهای طبیعی یا معقولات قدسی را توسط صورت‌های محسوس محاکات می‌کنند و آن‌ها را مقدمه‌ای برای رفتار قرار می‌دهند و به‌تبع آن، اعتباریاتی جدید را به‌وجود می‌آورند.