واکاوی دلالت رنگ سبز در شعر أمل دنقل و قیصر امینپور با تکیه بر رمزگان زیباییشناختی پییرگیرو
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان وادبیات عربی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
3 دکتری زبان وادبیات عربی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.22126/jccl.2025.11865.2682چکیده
نشانهشناسی پییرگیرو به عنوان یک نظریه گفتمان محور، نشانههای زبانی را در متن بر اساس رمزگانی که بدانها تعلق میگیرد مورد واکاوی قرار میدهد. رمزگان زیباییشناختی در الگوی گیرو بر اساس نشانههای القائی در شعر که با خیال و عواطف انگیخته شده سرو کار دارد لذا به نشانههای چند معنایی و مبهم، که ذهن و روان انسان با آن مواجه است، چهارچوب مشخصی میدهد که در این حالت تحلیلگر با نشانههایی روبه رو است که به شکل نظامی در آمدهاند. رنگ سبز از جمله نشانههایی القائی و انگیخته شعری در شعر قیصرامین پور و أمل دنقل دو شاعر نامی عربی فارسی است که با خلق فضای تخیّل آمیز و ایجاد تقابلهای دوگانه سبب زیبایی و تضمن معنایی وبعضا چند معنایی میشود. از این رو مقاله حاضر میکوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی دلالت رنگ سبز را در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور به عنوان یک نشانه زبانی چند لایه در سایه رمزگان زیبایی شتاسی پییر گیرو تحلیل کند. نتایج پژوهش نشان میدهد که رنگ واژه سبز در آراء دو شاعر از اهمیت ویژهای برخودار است و در مواردی از این رنگ به عنوان نماد عواطف و احساسات قلبی و همینطور عنصر معنوی و قدسی یاد میکنند. با توجه به معنای اصلی رنگ سبز به عنوان نماد طبیعت، هر دو شاعر در مقام مقایسه بین روستا و شهر، ضمن برتری دادن روستا بر شهر، آرامش و آسایش را از جمله نشانگان رنگواژه سبز قلمداد میکنند.علاوه بر این رنگواژه سبز درآثار مورد مطالعه نماد زندگی، امید، باروری، تازگی و زندهدلی است که هر کدام برای بیان مقاصد و افکار منحصر به فردی در قالب «خیزش و زایش»ارائه گردیده است.