شناسایی پیشران‌های مؤثر بر بازآفرینی مسکن مبنا در بافت‌های فرسوده (مورد مطالعه: شهر دامغان)

نویسندگان

1 دانشکده علوم زمین، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.

2 گروه جغرافیای انسانی و برنامه ریزی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 گروه جغرافیای انسانی و برنامه ریزی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22034/jargs.2024.460949.1116
چکیده

هدف: هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تبیین پیشران‌های کلیدی مؤثر بر بازآفرینی شهری مسکن‌مبنا در بافت فرسوده شهر دامغان است. این پژوهش با تأکید بر ضرورت مداخله در بافت‌های ناکارآمد و فرسوده این شهر، سعی دارد تا با تمرکز بر کیفیت مسکن و مؤلفه‌های مرتبط با آن، محرک‌های اساسی را جهت تحقق موفقیت‌آمیز فرآیند بازآفرینی مسکن‌مبنا شناسایی و تحلیل کند. از آنجا که مسکن، نقشی محوری در بازتولید فضاهای شهری دارد، بررسی دقیق عوامل اثرگذار بر آن، می‌تواند به سیاست‌گذاری‌های مؤثر در زمینه بازآفرینی منجر شود.روش و داده: از نظر روش‌شناسی، این مطالعه مبتنی بر رویکردی آمیخته و اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش را ۱۵ نفر از کارشناسان، متخصصان و مدیران حوزه‌های مرتبط با بازآفرینی شهری تشکیل می‌دهند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده‌اند. گردآوری داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌های ساختاریافته و نیمه‌ساخت‌یافته انجام شده و سپس با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع در بستر نرم‌افزار MicMac، به تجزیه ‌و تحلیل روابط علّی و میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متغیرها پرداخته شده است.یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که تحقق موفقیت‌آمیز بازآفرینی مسکن‌مبنا در بافت فرسوده شهر دامغان، مشروط به توجه هم‌زمان به سه عامل کلیدی «قیمت زمین و مسکن»، «توزیع عادلانه منابع و خدمات» و «حمل‌ونقل انسان‌محور» است.نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن است که بازآفرینی موفق مسکن‌مبنا در شهر دامغان مستلزم نگرشی جامع، فراگیر و سیستمی است. این فرایند تنها در صورتی به نتایج مطلوب خواهد رسید که برنامه‌ریزی‌ها فراتر از مداخلات کالبدی صرف، به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و نهادی نیز توجه نمایند. همچنین، همکاری بین‌سازمانی، مشارکت مردمی و تقویت ظرفیت‌های نهادی در سطح محلی، از پیش‌نیازهای اساسی در اجرای موفق بازآفرینی به شمار می‌روند.نوآوری، کاربرد نتایج: نوآوری پژوهش حاضر در اتخاذ رویکردی جامع و نظام‌مند برای تحلیل پیشران‌های مؤثر بر بازآفرینی مسکن‌مبنا است. این رویکرد، برخلاف مطالعات گذشته، با ادغام ابعاد اقتصادی، اجتماعی – فرهنگی، کالبدی – فضایی و زیست‌محیطی در قالب یک چارچوب منسجم، درک دقیق‌تری از پویایی‌های بازآفرینی مسکن‌مبنا ارائه می‌دهد.