کاربست نظریه رویشی در تبیین الگوی بهینه ذهنی تقاضای سفر شهری (مورد پژوهی: شهر کرمان)

نویسندگان

1 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22034/jargs.2024.446251.1092
چکیده

هدف: ارائه الگوی ذهنی بهینه تقاضای سفر شهری بر اساس نظریه رویشی اشتراوس و کوربین. روش و داده: به لحاظ ماهیت پژوهش در زمره تحقیقات اکتشافی؛ به لحاظ نوع پژوهش بنیادی؛ به لحاظ ماهیت‌ داده‌ها از نوع پژوهش‌های آمیخته و از نوع نظریه‌ داده‌بنیاد بر اساس مدل اشتراوس و کوربین است. یافته‌ها: بیشترین حجم مبدأ - مقصد سفرهای شهر کرمان باهدف تفریح و کار شخصی در 11 منطقه ترافیکی برابر با 104522 سفر، هدف تحصیلی با 47394 سفر، شغلی با 37695 سفر، سفرهایی که به صورت مداوم انجام می‌گیرند با 19188 سفر و سفرهای با هدف خرید با 15256و قرار دارند. در این بین خیابان‌های دکتر شریعتی واقع در منطقه 2 با مجموع ساعات 295 دقیقه و شهید رجایی در منطقه 1 با 225 دقیقه با داشتن جاذبه‌های متعدد سفر، ترافیک بالایی نیز دارند. بر این اساس روان‌ترین ساعات بر اساس اهداف سفر درون شهری، «15-17 و 19-21» بوده و پرترافیک‌ترین ساعات نیز «7- 9، 9- 11، 11- 13، 13- 15، و 17- 19» هستند. نتیجه‌گیری: به استناد تحلیل‌های کمی و کیفی صورت‌گرفته و یافته‌های به‌دست‌آمده از نظریه رویشی در قالب نرم‌افزار مکس کیو دی ای می‌توان گفت؛ بین تقاضای درون‌شهری شهری کرمان با الگوهای بهینه رفتاری، باورها، ارزش‌ها و نیازهایی که تأثیر قابل‌توجهی بر اهداف سفر درون‌شهری دارند رابطه مستقیمی وجود دارد و الگوی بهینه ذهنی تقاضای سفر درون‌شهری می‌تواند به‌عنوان یک الگوی مطلوب در برنامه‌ریزی حمل و نقل شهری مورد استفاده قرار گیرد که در برگیرنده استفاده از حمل و نقل عمومی خواهد بود. نوآوری، کاربرد نتایج: انجام توأمان تحلیل‌های کمی و کیفی و ترسیم الگوهای تقاضای سفر در شهر کرمان بر اساس پنج منطقه شهری با رویکرد گراندد تئوری اشتراوس و کوربین که به‌صورت جامع و مشخص کلیه شاخص‌های مرتبط با سفرهای درون‌شهری مورد تحلیل قرار گرفته و با استفاده از روش گراندد تئوری به ارائه مدل جامع سفر خواهیم رسید که در تحلیل‌های مشابه تاکنون بدین صورت انجام نشده است.