شهید سلیمانی در آینه گفتگو و چندَآوایی شاعران ایران و عراق با تکیه بر آراء میخائیل باختین
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات عربی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 استاد گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22126/jccl.2022.7104.2324چکیده
میخائیل باختین صاحب نظریّۀ منطق مکالمه، گفتگو را حاصل تعامل متقابل گوینده و شنونده می داند که در بستر اجتماعی شکل می گیرد و با گفتارهای گذشته و آینده در تعامل است؛ لذا خواننده را ضمن مألوف ساختن با جزئیات و زیر لایه های مفهومی متن، بر بینهایت بودن معنا رهنمون میسازد. اگرچه از دیدگاه او از میان انواع ادبی، تنها رمان واجد ویژگی های منطق گفتگویی و چندصدایی است و شعر به دلیل خالی بودن از حضور «دیگری» درخور توجّه از دیدگاه مذکور نیست، امّا اشعار شاعران ایران و عراق به سبب گزینشهای گسترده، آفرینش فضاها و موقعیتهای حضور دیگران و کاربرد واژگان، مضامینی که شاعران، آزادانه و بهدوراز هنجارهای رایج شعری، وارد زبان شعر می کنند، دارای ویژگیهای گفتگویی است. در پژوهش حاضر اشعار شاعران برجسته ایران و عراق با روشی توصیفی- تحلیلی که حول محور ترور ناجوانمردانه سردار مقاومت «حاج قاسم سلیمانی» مجاهد پرآوازهای که مظهر اقتدار ملّی و دمیده شدن روح مقاومت در منطقه غرب آسیا و بلکه در جهان میباشد با رویکردی ویژه به نظریّه منطق گفتگویی باختین تحلیلشده است. دستاورد پژوهش حاکی است که شاعران ایران و عراق شعرهایشان گفتگو گراست و برای ایجاد فضای گفتگویی در اشعار خود از تمهیدات و شگردهای مربوط به منطق گفتگویی ازجمله کاربرد ضمایر، گزارههای خطابی، چندصدایی بهرهمند شدهاند. بیان روایی، برجستهترین شگرد شاعران موردبحث برای آفرینش فضای چندصدایی است و انتقادهای صریح و تلخ شاعران، اشعارشان را به سخن کارناوالی نزدیک ساخته و بر خاصیت گفتگویی و چندصدایی اشعارشان افزوده است.