استعارۀ مفهومی در قصیدة القتلى یسیرون لیلاً سعدی یوسف و سرودِ ابراهیم در آتش احمد شاملو (بر اساس نظریۀ معناشناسی شناختی)

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه زبان ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران

3 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

4 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

doi
10.22126/jccl.2024.9128.2495
چکیده

استعاره، چه به عنوان عنصری تزیینی و خواه به مثابۀ فرآیندی شناختی، از دیرباز در کانون توجّه پژوهش‌گران بوده‌است. بر اساس یافته‌های زبان‌شناسی شناختی، انسان به دلیل جسدمند بودن و نیز تجربۀ هستی به واسطۀ این جسد، ساخت‌های مفهومی بنیادینی به نام طرح‌واره‌های تصویری را در ذهن خویش می‌آفریند و می‌انبارد تا در مواقع اندیشیدن به امور انتزاعی، با انتقال دادن این ساخت‌های انضمامی به زبان،  فرآیند ادراک  را تسهیل و تکمیل کند. سعدی یوسف و احمد شاملو، به یاری طرح‌واره‌ها، بسیاری از مفاهیم انتزاعی را در اشعار خویش مفهوم‌سازی کرده‌اند. این پژوهش بر آن است تا با تکیّه بر روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی و تحلیل طرح‌واره‌ها در دو قصیدۀ منتخب از این دو شاعر، چگونگی تفکّر و نیز پایه‌های شناخت آنان از جهان پیرامونشان را تبیین کند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مفاهیم انتزاعی همچون مرگ، زندگی، تغییر و جاودانگی در  قالب این تصویرها تجسم یافته‌اند و سه طرح‌وارۀ حجمی، حرکتی و نیرو توانسته‌اند در ارتباطی سازمان یافته، اندام وار و منسجم با یکدیگر و در راستای هدفی معیّن منجر به تولید معنا شوند و در نهایت  مفهوم انتزاعی جاودانگی و اثرگذاری  را در شکل تابلویی تصویری پیش دیدگان مخاطب قرار دهند.