وامداری سهروردی به ابنسینا در نظریۀ قیاس
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.30497/ap.2020.75346چکیده
نظریۀ قیاس در منطق سهروردی بر سه گونه تبدیل استوار است: 1. تبدیل گزارههای سالب به موجب از طریق عدول محمول؛ 2. تبدیل گزارههای جزئی به کلّی از راه افتراض؛ 3. تبدیل گزارههای ممکن و ممتنع به ضروری بر پایۀ ضرورت بتّات. با این تبدیلها، چهار ضرب شکل اوّل به یک ضرب، چهار ضرب شکل دوم نیز به یک ضرب، و شش ضرب شکل سوم هم به یک ضرب فروکاسته میشوند. درستیِ تکضرب اشراقیِ شکل اوّل را سهروردی اگرچه بدیهی میداند، درستیِ تکضرب اشراقی شکل دوم را با یک قاعده، و درستی تکضرب اشراقیِ شکل سوم را با یک قاعدۀ دیگر به اثبات میرساند. آیا این نظام قیاسی با ارکانی که دارد، چنانکه ضیائی و والبریج میپندارند، یک واگرایی حادّ از منطق ابنسیناست؟ سهروردی تقریباً در همۀ اینها وامدار ابنسیناست. وی ایدهای را که ابنسینا در المختصر الأوسط به صورت کوتاه و گذرا درافکنده است، کامل کرده و در همۀ مراحل تکمیل این ایده نیز از بخشهای مختلف منطق ابنسینا الهام گرفته است. مورد 1 را از همان المختصر الأوسط وام کرده؛ مورد 2، روشی ارسطویی است که در همۀ منطقنوشتههای ابنسینا بهکار رفته؛ و مورد 3، مُلهَم از الشفاء، کتاب القیاس است. افزون بر اینها، قاعدهای که سهروردی با آن درستی تکضرب اشراقیِ شکل دوم را ثابت میکند برگرفته از النجاه است؛ و قاعدهای که با آن درستی تکضرب اشراقی شکل سوم را به اثبات میرساند باز مقتبس از الشفاء، کتاب القیاس است. بدین سان، خطای کسانی چون ضیائی و والبریج، که نظریۀ قیاس سهروردی را یک واگرایی حادّ از نظریۀ قیاس ابنسینا میدانند، آشکار میشود.