بررسی تطبیقی رمانهای الخباء و اختر دختر زیبای قاجاری بر اساس مؤلفههای فمینیستی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد رشتۀ زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
3 دانشجوی دکتری رشتۀ زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22126/jccl.2023.9117.2494چکیده
ادبیات تطبیقی، نوعی پژوهش میان رشتهای است که به مطالعه رابطۀ ادبیات ملتهای مختلف با یکدیگر و بررسی رابطۀ ادبیات با هنر و علوم انسانی میپردازد. موضوعات گوناگونی در ادبیات تطبیقی مورد بررسی قرار میگیرد که یکی از آنها جنبشهای فکری است. فمینیسم به عنوان یکی از این جنبشهای فکری شمار میرود. در این جستار با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی تطبیقی برخی از مؤلفههای فمینیستیی در رمانهای الخباء اثر میرال الطحاوی و اختر دختر زیبای قاجاری از الی نجفیفر بر پایۀ ادبیات تطبیقی مکتب آمریکایی پرداخته میشود. برخی از مؤلفههای فمینیستی رمانهای زن محور عبارت است از: تبعیض جنسیتی، ازدواج اجباری، چند همسری، ازدواج در سن پایین، فرمانبرداری بی چون و چرا از همسر، طلاق، جایگاه خرافات در میان زنان، اشتغال زنان در محیط خانه و بیرون از آن، آزار و اذیت زنان، زن در برابر زن، دلتنگی، دخانیات در میان زنان، تلاش برای رسیدن به آزادی، تسلیم سرنوشت بودن و... . برآیند پژوهش نشان میدهد رمان الخباء و اختر دختر زیبای قاجاری بیشتر بیانگر زندگی کلاسیک سنّتی و دردهای زنان در جامعه مرد سالار و زن ستیز است و یأس و نا امیدی در میان زنان و نگاه زننده به آنان را نیز به تصویر میکشد. هر دو نویسنده، داستان خود را به گونهای به پایان میرسانند که با آغاز فعالیت زنان برای تساوی حقوق خود با مردان رو به رو میشود.