تحلیل تطبیقی رویکرد فرهنگی زنانه نویسی در رمان ذاکرة الجسد و هرس بر پایه نظریه الینشوالتر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی ، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
3 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی ، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
doi
10.22126/jccl.2023.8913.2482چکیده
امروزه ایدهها و الگوهای فمینستی، ابزار مناسبی برای شناخت فمنیستی بودن یک اثر ، نویسنده آن و نیز میزان برخورداریاش از سازوکارهای فمنیستی است. در این میان، نظریه رویکردهای چهارگانه «الینشوالتر» منتقد و نظریهپرداز مطرح آمریکایی قرن بیستم، اعم از رویکرد زیست شناختی، فرهنگی روانکاونه و زبانی این فرصت را برای نقد سنت نوشتار زنانه اثر فراهم میسازد و با اتکا بر آن میتوان جایگاه زنان را در آثار ادبی نویسندگان زن و نویسندگان مرد شناخت. از اینرو پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی سعی نموده تا یک رمان احلام مستغانمی با عنوان ذاکرة الجسد و یک رمان از نسیم مرعشی با عنوان هرس را برای نقد نوشتار زنانه انتخاب کند و آن را بر حسب رویکرد فرهنگی از رویکردهای چهارگانه الین شوالتر، مورد واکاوی قرار دهد تا تصویر روشنتری از وضعیت زنان و ایدهها و آرمانهای آنها بدست آورد. مطابق با دستاوردهای تحقیق و با توجه تعلق رمانهای مورد بحث به مرحله فمینیسم از سنت نوشتاری الینشوالتر نشانه های رویکرد فرهنگی زنانهنویسی در هر دو اثر مورد بحث نمایان است، و مطابق مولفه مصداقهای حاکمیت مردسالاری، حاکمیت تابوهای سنتی و عادتها و باورهای زنانه، در هر دو اثر ذاکرة الجسد احلام مستغانمی و هرس نسیم مرعشی بیشتر بازتاب کرده است.