فرایند وضع یا تدوین قانون جهان شمول از منظر ابن‌سینا و کانت

نویسندگان

1 پژوهشگر فلسفه در دورۀ پسا‌دکتری، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، صندوق حمایت از پژوهشگران، تهران، ایران

2 دانش ‏آموخته کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران.

doi
10.30497/ap.2021.239531.1495
چکیده

در آثار فیلسوفان صاحب­نظر در حوزة فلسفة سیاسی، از دیرباز کلیدواژة مهم «قانون» وجود داشته است. تلقی و انتظار از قانون و نیز مراحل تدوین قانون نزد ایشان هرگز یکسان نبوده و گاه این تفاوت­ ها بسی جدی نمایان شده است. پژوهش پیش رو، به روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد مقایسه ­ای، در تبیین مبانی آراء ابن ­سینا و کانت برای وضع یا تدوین «قانون جامع جهانی» و برجسته‌کردن شباهت­ ها و تفاوت­ های لوازم آراء آنان می­ کوشد. دلیل اهمیت و انتخاب این دو فیلسوف، غایت مشابه آنان در اهتمام به قانون جهان‌شمول است، اما نقطة افتراق ایشان، ترسیم فرآیند تکون چنین ایده ­ای است. ابن­ سینا برای دست­یابی به عدالت اجتماعی، علاوه بر پاک­دستی کارگزاران حکومتی، بر قانون جامع و عادلانه تأکید فراوان دارد. او عموم انسان­ ها را به دو علت ضعف دانش و تزاحم منافع، شایستة قانون­گذاری نمی­ داند و ازاین‌رو تدوین قانون جامع و عادلانه را به ضرورت نبوت و فهمِ قانون الهی پیوند زده است؛ اما کانت ضمن اقرار به آن دو کاستی نوع انسان، بر آن است که نخبگان اخلاق­مدار باید متحمل امر قانون­گذاری شوند و با تجربیات پیشین و تأکید بر آزادی بیرونی انسان­ ها، قانون جامع را تدوین کنند. توصیة مشترک هر دو فیلسوف در مواجهه با حکومت­ های ظالم تا پیش از تدوین و اجرای قانون جهان‌شمول، دو چیز است: نخست، مدارا با حاکمان و ترک اقدامات انتحاری علیه آنان تا امنیت در جامعه حفظ شود؛ دوم، بهره­ گیری از ظرفیت­ های قانونی برای سوق‌دادن مدیران جامعه به رعایت قوانین موجود و تصحیح آنها.