بررسی اشکالات ابن سینا بر بی کران گروی درباره ساختار توجیه
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.30497/ap.2020.75352چکیده
از بحثهای مهم معرفت شناسی بحث از ساختار توجیه است. در این مسئله رهیافت های گوناگونی وجود دارد که بیکران گروی یکی از آنها است. این رهیافت از زمان ارسطو شناخته شده و همواره از طرف فیلسوفان مردود اعلام شده است. ابن سینا نیز بهگونه ای متفاوت با ارسطو، با این رهیافت به مقابله برخاسته است. این اشکالات ابنسینا بر بیکرانگروی، با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی تبیین و نقد شده است. ابنسینا سه اشکال عمده بر این رهیافت وارد می کند: اول، بیکران گروی مستلزم این است که معرفتی حاصل نشود؛ دوم، لازمۀ بیکران گروی این است که بعضِ محصور مثل کل حاصر باشد که محال است؛ سوم، لازمۀ بیکران گروی این است که بعضی از مبادی برهان غیرمعلوم باشد. اما استدلالهای ابن سینا بر سه پیش فرض استوار است که خود محل نزاع اند: اول، توجیه از مفاهیم دارای مراتب نیست و متواطی است؛ دوم، استدلال منتقل کنندۀ توجیه است، نه ایجادکنندۀ آن؛ سوم، تسلسل استدلالهای ما در صورتی به معرفت میانجامد که اجزای آن مترتّب بر یکدیگر باشند، اجتماع در وجود داشته، و دارای فعلیت باشند. افزون بر این، استدلال دوم وی جدای از این پیشفرضها همچنان مخدوش است.