مختصات مقولی ماهیت از منظر هگل و ابن‌سینا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران

doi
10.30497/ap.2020.75355
چکیده

هگل در بخش دوم علم منطق یعنی منطق ذات به مقولاتی می‌پردازد که اوصاف مشترکی دارند. درواقع بعضی از این اوصاف حاکی از حیثیات ماهیت هستند که پیش از او منظور ابن‌سینا نیز بوده است. تأکید بر حقیقت وجود به‌مثابۀ ماهیت یا ذات و نیز نحوۀ اتحاد آنها در جهان خارج و توجه به حیث بازتابی ماهیت و حیث سلبی آن، امکان قیاس با حکمت سینوی را فراهم کرده است. بی‌تردید این امکان در هگل نیز تحت‌تأثیر سنت ارسطویی و الهیاتی بوده است. موضوعاتی ازجمله عروض وجود بر ماهیت و کثرت ماهیت نتیجۀ حیث سلبی و بازتابی ماهیت است و چون هگل منطق را به مابعدالطبیعه و مباحث امور عامه در معنای سنتی تبدیل کرده، اهمیت مقولات ماهیت در مابعدالطبیعه و نه در منطق به معنای سنتی آن، وجه مشترک میان آن دو فیلسوف است.