علم به خود و نتایج آن دربارة علم باطنی نزد ژاک مریتن و نسبت آن با آراء ابنسینا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و حکمت دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استاد گروه فلسفه و حکمت دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.30497/ap.2020.238718.1467چکیده
مریتن فیلسوف نوتوماسی، ارکان علم انسان را ابژه و شیء خارجی و سوژه معرفی میکند. او دیدگاه برخی فلاسفة مدرن دربارة علم به خود را به نقد گذاشته و قائل است علم عالم به خود نمیتواند مانند آنچه دکارت مطرح میکند، مبنایی برای سایر علوم، یا مانند آراء برخی اگزیستانسیالیستها، موضوع اصلی فلسفه باشد، بلکه این علم که آن را «سوژهبودگی» مینامد، متأخر از علوم دیگر است و اساساً از طریق ابژه نیست؛ چراکه انسان پس از علم به اشیای دیگر، متوجه میشود که خود فاعل و موضوع تمام ابژهها است و بههمیندلیل جایگاه و کاربرد متفاوتی از سایر معارف بشری دارد؛ ازاینرو، علم سوژهبودگی معادل علم حضوری (علم به خود) در دیدگاههای ابنسینا است و برایناساس میتوان گفتوگویی بین او و مریتن در باب «علم به خود» ایجاد کرد تا ضمن معلومکردن ریشههای سینوی آن، قابلیت آراء ابنسینا در حل مسائل امروزی فلسفی نیز خود را نشان دهد. همچنین مریتن در باب جایگاه و کاربرد این علم، آن را مبنایی برای علوم رمزی و باطنی میداند. او در این موضوع از دیدگاههای توماس فراتر میرود و وارد سنت باطنی متأثر از دیدگاههای اشراقی سینوی میشود.