برهان و تأویل دو روی روش تفسیری ابنسینا
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.30497/ap.2020.75345چکیده
یکی از گرایش های تفسیری مورد توجه مفسّران در فهم قرآن، تفسیر فلسفی است. تکیه بر اصول عام فلسفی و بهرهگیری از استدلال های برهانی، مهمترین ویژگی تفسیرهای فلسفی به شمار می آید. با مرور در جریان فکر فلسفی درمییابیم که ابنسینا نخستین فیلسوف مسلمانی بوده که به معنای مصطلح تفسیر، بر برخی آیات و سورههای قرآن تفسیر نوشته است. باور به ماهیت معرفت شناسانۀ وحی و از سنخ ادراکات یقینی دانستن آن، تکیه بر جایگاه قرآن بهمثابۀ منبع معرفت و تبیین باطنی از آیات، مهمترین مبانی ابنسینا در تفسیر قرآن است. حضور آیات قرآنی در نظام فلسفی ابنسینا گاه بهعنوان دلیل، گاه استشهاد و گاه اقتباس است. با تعمّق در آثار تفسیری ابنسینا درمی یابیم که تبیین های وی از قرآن را نه می توان یکسره تفسیر به معنای مصطلح نامید و نه سراسر تأویل تطبیقی. او در تبیین کلام وحی گاهی با توجه به قواعد صحیح و منابع معتبر تفسیری، با روشی برهانی به تفسیر قرآن می پردازد؛ گاهی نیز با روش تأویلی به تحمیل دیدگاهها و اندیشه های فلسفی خویش بر آیات قرآن روی می آورد که در مواردی مصداقی از تفسیر به رأی محسوب می شود. در پژوهش حاضر پس از تبیین رویکردهای دوگانه در ارزیابی تفاسیر فلسفی، ضمن استخراج مبانی تفسیری ابنسینا، بر مبنای معیارهای تفسیرپژوهی به روش شناسی آثار تفسیری وی خواهیم پرداخت.