بررسی تطبیقی کارکردهای شناختی فانتزی در داستان‌های کودکانة منتخب از عادل الغضبان و محمدرضا یوسفی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران

doi
10.22126/jccl.2023.8739.2471
چکیده

داستان فانتزی کودک باوجود رارگرفتن در تضاد با عالم واقع، از شخصیت‌ها و حوادث فراواقعی ساخته می‌شود؛ اما اثری ژرف در فکر و روحیه کودک گذاشته و او را برای تکامل اجتماعی و رفتار بهنجار آماده می‌کند. چنین نگاهی به داستان‌های کودک در حیطة کارکردِ شناختیِ ادبیات کودک قرار می‌گیرد. از آن‌جاکه رشد شناختی در توالی و پیشرفت سایر فرایندهای رشد کودک نقش به‌سزایی دارد؛ لذا شایسته است در داستان‌نویسی کودک به کارکرد شناختی متناسب با هر گروه سنی توجه شود. در این پژوهش با تکیه‌بر روشِ توصیفی-تحلیلی و با هدفِ بررسی کارکردِ شناختی فانتزی در پیشبرد خلاقیت کودک سعی بر آن است فرایندهای جاندارپنداری، نمادپردازی تمثیلی، خودپنداره، عزّت نفس و خوداثربخشی در داستان‌های منتخب عادل الغضبان و محمدرضا یوسفی مورد بررسی تطبیقی قرار گیرد. نتایج حاکی از آن است که داستان‌های دو نویسنده نقش به‌سزایی در تحکیم مهارات شناختی رشد کودک داشته و باعث تقویت هویت فردی و اجتماعی وی می‌شود. شخصیت‌های فانتزی در داستان‌های هر دو نویسنده بیشتر با دو کارکرد مهم شناختیِ عزّت نفس و خوداثربخشی، جنبه‌های خلاقیت را به مخاطب/کودک القا می‌کند.