عینیت و ترادف معنایی به مثابه نظریه ابتکاری ابن‌سینا در محذور امتناع انتزاع کثیر از واحد در تعلیقات

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

2 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

3 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

doi
10.30497/ap.2020.238876.1474
چکیده

ابن‌سینا برای رهایی از محذوراتی که در مسئلة انتزاع کثیر از واحد وجود دارد، راه‌حلی را بیان داشته است. شیخ‌الرئیس برای ازمیان‌برداشتن محذوراتی همچون تکثر در ذات الهی و انتزاع کثیر از واحد، ناگزیر است ابتدا مسئلة تکثر در صفات را حل کند.او برخلاف متکلمان، به عینیت ذات با صفات و عینیت صفات با صفات معتقد است و بر این باور است که ذات الهی از نظر مصداق و مفهوم، عین علم او و علم او عین قدرت او و قدرت او عین ارادة او است و این رویکرد برگرفته از پیش‌فرض امکان‌ناپذیری انتزاع مفاهیم متعدد از مصداقی است که از همة جهات بسیط است. با روش تحلیلی ـ عقلی بر مبنای تعلیقات، این نتیجه به دست می‌آید که ابن ­سینا برای رهایی از محذور امتناع انتزاع کثیر از واحد، می‌کوشد تا با قائل‌شدن به ترادف معنایی صفات با ذات و صفات با صفات، تکثر در ذات را با حفظ انتساب صفات به حق‌تعالی از میان بر­دارد. به‌رغم باور به ابتکاری‌بودن و اهمیت دیدگاه شیخ‌الرئیس، این دیدگاه با انتقاداتیروبه‌رو است که ازجملة آنها می‌توان به غفلت از تأکید بر اختلاف مفهومی صفات با هم به دلیل اهمیت تنوع و تکثر و کارکرد صفات الهی، اشاره کرد.