مقایسه تطبیقی بهره‌گیری از بن‌مایه سفر در منظومه مسافر سهراب سپهری و قصیده البحّار و الدّرویش خلیل الحاوی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی، گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی

2 ، علی سلیمی، استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22126/jccl.2020.1930.1615
چکیده

در ادب و شعر معاصر، انبوهی از انتزاعات فلسفی و اندیشه ­های تجریدی، در آئینة سفری روایت­گونه، تجلّی و انعکاس یافته­ اند. سهراب سپهری و خلیل حاوی، ازجمله سرایندگان زبان فارسی و عربی هستند که سروده­هایشان، متأثّر از باورهای فلسفی آن­هاست. آن­ها در برخی از اشعار خود، این درون مایه شعری را، برای تعبیر دنیای ذهنی خویش برگزیده­اند. مسافر، یکی از شاهکارهای شعری سهراب است که تصویری باور­مند و وام­دار از عرفان کهن شرقی در آن، پدیدار است. از منظرگاهی دیگر، قصیده البحّار و الدّرویش، حاوی چکامه­ای است ملهم از نگرش­های فلسفه غربی که در تصویری کلّی؛ نمایش تضادّ و تعارضی است میان دو نیم­رخ از یک جهان و دو هستی دور از دسترس از دنیای اکنون که فقط در مقام مقایسه همدیگر را برمی ­تابند. این پژوهش به­شیوه­ای توصیفی– تحلیلی، به بررسی مضامین این دو قصیده پرداخته­ است تا این تحلیل، مبنایی برای فهم نگاه این دو شاعر به دنیای پیرامون باشد. رهاورد پایانی این جستار، بیانگر این نکته است که سپهری، برای خلق جهانی پویا و توأم با هم­گرایی و خلیل­حاوی جهت ارائة تعبیری نفی­اندیشانه و ترسیم حاکمیّت تناقض در دنیای امروزی، از این بن­ مایه شعری بهره گرفته­اند. همچنین دلالت­های واژگانی و معنایی در اشعار منتخب در این پژوهش، تصویری از تأثیر تصورات و باورهای دو شاعر را بازنمود کرده­اند، واژگان شعر مسافر، تصویری از باورهای مسالمت­آمیز اندیشة سپهری را نمایش می ­دهند درحالی­که بن­ مایه سفر در شعر حاوی و معانی درونی قصیده البحّار و الدّرویش برای بیان تقابل دو سوی جهان کاربست شده ­اند.