مناقشات نظری ابن سینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.30497/ap.2019.74900
چکیده

مؤلفه­ های الگوی خانواده مطلوب و کیفیت افزایش کارآمدی این نهاد مهم در جامعه، پرسشی بنیادین بوده که هم در حکمت عملی یونانی و اسلامی بدان پرداخته شده و هم در جامعه­ شناسی امروز از آن سخن گفته شده است. گام مقدماتی و اساسی در طراحی الگو در مطالعات اجتماعی، بررسی تلاش­های نظری صورت گرفته در این عرصه است. ابن­ سینا یکی از فلاسفه اسلامی مهم و تأثیرگذار است که به‌صورت مبسوط به مباحث مربوط به خانواده و تدبیر منزل پرداخته است. از سوی دیگر آنتونی گیدنز نیز یکی از جامعه­شناسان معاصر است که به‌صورت مشخص و مدون درباره الگوی مطلوب خانواده نظریه ­پردازی کرده است. هدف تحقیق حاضر، مقایسه دیدگاه ­های این دو متفکر پیرامون الگوی مطلوب خانواده و ایضاح نقاط اختلاف این دو، در دو ساحت مبانی و مؤلفه‌های الگو است. روش انجام این پژوهش به‌صورت مطالعه اسنادی و تحلیلی است. پژوهش حاضر الگوی خانواده را در سه محور ساختار و نوع خانواده، کارکردهای خانواده و روابط نقشی در نگاه ابن­ سینا تبیین کرده و سپس به مناقشات گیدنز در نسبت با این الگو با استفاده از نظریه خانواده دموکراتیک و رابطه ناب وی پرداخته است. الگوهای ازدواج و طلاق، ساخت قدرت در خانواده، روابط جنسیتی نقش و منطق فرزندآوری ازجمله عرصه­ های مهم مناقشات نظری ابن ­سینا و گیدنز ذیل بحث الگوی خانواده به شمار می ­روند. ابن­ سینا الگویی از خانواده سنتی را صورت­ بندی می­ کند که در آن مناسبات جنسیتی در بستر سنت تاریخی مردسالاری انجام گرفته و بازتولید می‏ شود؛ اما گیدنز با عنایت به تحولات خانواده در بستر مدرنیته بر امتناع بازگشت به الگوی سنتی خانواده تأکید دارد.