بررسی تطبیقی نظریه بازتاب «لوکاچ» در دو رمان عشاق زیر گیوتین داعش مهدی اشتری و حبیبی داعشی هاجر عبدالصمد

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

3 دانشیارگروه زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

4 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22126/jccl.2022.5171.2094
چکیده

انقلاب راستین در جامعه‌شناسی ادبیات و تبدیل آن به علم اثباتی به آثار لوکاچ مربوط می‌شود و نظریه «بازتاب واقعیت»، ادبی‌ترین نظریه این نویسنده مجارستانی در نقد جامعه ­شناسی است. رئالیسم سبکی است که چنین بازتابی از کل جامعه در آن نشان داده می‌شود. تلقی لوکاچ این ­است­ که رمان صرفاً بازتاب پوسته سطحی واقعیت نیست، بلکه بازتابی حقیقی‌تر و پویاتر از واقعیت و درواقع بازتاباندن در قالب یک ساختار ذهنی است که به لباس کلمات درآمده است. این پژوهش برآن است تا به شیوه تحلیلی- توصیفی کاربست نظریه بازتاب و مبانی فکری لوکاچ را در رمان فارسی مهدی اشتری و عربی، هاجر عبدالصمد بررسی کند و به تطبیق این نظریه در محتوای دو داستان عربی و فارسی می‌پردازد. نتایج پژوهش بیانگر این­ است­ که هر دو اثر به خوبی پدیده جدید اجتماعی را به چالش کشیده‌اند و در به تصویر کشیدن حوادث داستان با بهره‌گیری از زبان رمان به ­خوبی از آن به عنوان ابزاری برای بیان ناهنجاری‌های به وجود آمده، درنتیجه ظهور و بروز داعش بهره برده‌اند. درواقع هر دو نویسنده از چارچوب سنتی به متن پرهیز کرده‌اند و مؤلفه‌های نقد جامعه‌شناسی لوکاچ و نظریه بازتاب به­خوبی در آن نمایان است. اشتری تضاد و تناقض‌های اجتماعی موجود در جامعه تحت سلطه داعش را از نظر گذرانده و عبدالصمد نیز شاخصه‎های نقد جامعه‌شناسی و نظریه بازتاب را درخشونت ­ورزی، جهاد نکاح و دیدگاه های فمینیستی و... متبلور کرده ­است.