بررسی تطبیقی طرح‌واره‌های حرکتی در اشعار عمر خیام و ایلیا ابوماضی (بر اساس نظریه معنی‌شناسی شناختی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

3 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

4 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

doi
10.22126/jccl.2022.7285.2346
چکیده

ادبیات تطبیقی نوعی پژوهش بین­‌رشته‌ای است، که از تعامل میان ادبیات ملت‌ها با یکدیگر سخن می‌گوید. معنی‌شناسی‌شناختی یکی از شیوه‌های مطالعه زبان است و مجموعه‌ای از نظریات را شامل می‌شود که طرح‌واره‌های تصویری از مهم‌ترین آن‌هاست. شهرت و آوازه عمر خیام به خاطر جایگاه ادبی و رباعیاتش می‌باشد؛ او به خاطر داشتن ذوق شعری، بینش‌ فلسفی خود را در قالب رباعیات بیان کرده است. ایلیا ابوماضی که در ادبیات عرب به شاعر خوش­بین معروف است، در موضوعات فلسفی از جهان‌بینی خیام تأثیر پذیرفته­ است. پژوهش حاضر، پس از ارائه تعاریف کلی پیرامون مبحث معنی‌شناسی‌شناختی در چارچوب نظریه طرح‌واره­های تصویری، به ­شیوه توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی مکتب آمریکایی، به ­مطالعۀ تأثیر و تأثر خیام بر اندیشه ­های ابوماضی و نیز تحلیل پسامد مضامین فلسفی و عرفانی در طرح‌‌واره‌های حرکتی عمرخیام، شاعرِ ایرانی و ایلیا ابوماضی شاعرِ عرب می‌پردازد. نتایج پژوهش نشان­ می‌دهد، که اندیشۀ دو شاعر در زمینۀ طرح‌وارۀ حرکتی اندیشۀ مرگ و عدم پایداری روزگار در مواردی مشابه و در مواردی متفاوت است؛  نیستی و ناپایداری، وجه بارز طرح‌واره‌های حرکتی خیام است؛ اما ابوماضی به طرح‌وارۀ حرکتی انتقال از مکانی به مکان دیگر معتقد است. طرح‌واره‌های حرکتی نکوهش نگرانی از مرگ و لزوم استفاده از لحظات عمر و فلسفۀ خوش باشی در اشعار هر دو شاعر متشابه است.