بررسی اندیشههای خیّام دربارۀ زندگی و مرگ در سنّت شعری کلاسیک های جهان
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
فلسفۀ حیات و وقایع پس از مرگ از معمّاهای دستنایافتنی بشر، در سراسر تاریخ زندگی او بوده است. همۀ اندیشمندانِ جهان، به نوعی دربارۀ آن سخن گفتهاند، امّا همگان بر این اعتراف کردهاند که این مسأله، مهمترین راز نگشودۀ بشر بوده و خواهد بود. از میان شاعران و فلاسفۀ اسلامی، عمر خیّام بیش از هر شاعر و نویسندهای بدین مهم پرداخته است. جانمایۀ اصلیِ رباعیّات خیّام، پاسخ به همین مسأله است: نشان دادن ناتوانی ذاتی بشر در پاسخگویی به این معمّای هستی؛ امّا آیا آنچه خیّام اندیشیده و بر قلم جاری ساخته، ابتکاری است یا اصیل؟ مقالۀ حاضر، بررسی پیشینۀ اندیشههای خیّامی در شعر کلاسیکهای جهان است. در این مقاله کوشیده شد با طرح نوزده درونمایۀ شعری خیّام در خصوص فلسفۀ حیات و مرگ، نشان داده شود که پیش از خیّام این اندیشهها در آثار شاعران جهان مطرح شده و از دغدغۀ مشترک بیشترِ شاعران گذشته بوده است و آنچه در نوشتههای منتقدان ادبی ایران، اندیشههای خیّامی نامیده میشود، ویژۀ خیّام نیست و استناد آنها به خیّام همراه با نوعی سهلانگاری است.