بررسی تعداد عناصر بسیط در حکمت مشاء و حکمت اشراقی سهروردی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای تاریخ علم دورة اسلامی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.30497/ap.2019.74609چکیده
نظریة غالب در مورد تعداد عناصر بسیط اولیه (اسطقسات) در طبیعیات قدیم، متعلق به مشائیان است که تعداد آنها را چهار عدد دانستهاند. ایشان سه دلیل در اثبات نظریة خود بیان کردهاند که عبارتاند از: 1. استدلال از طریق جایگاه طبیعی اجسام و میل طبیعی آنها بر اساس کیفیتهای سنگینی و سبکی؛ 2. استدلال از طریق کیفیتهای ملموس اصلیِ مشترک میان اجسام(گرمی، سردی، خشکی و تری)؛ 3. استدلال از طریق ترکیب و تحلیل. ایشان سپس مصادیق عناصر اربعه(خاک، آب، هوا و آتش) را به نحو استقرایی تعیین کردهاند. ابوریحان بیرونی و سهروردی با این نظریه مخالفت کرده و آتش را عنصر مستقلی به شمار نیاوردهاند و آن را همان هوای داغ دانستهاند. سهروردی با تغییر ملاک تقسیمبندی اجسام بسیط اولیه، آنها را بر اساس کیفیتهای مبصر و میزان عبور نور از آنها دستهبندی کرده و تعداد عناصر را سه عدد(حاجز، مقتصد و لطیف) دانسته است. در این مقاله دلایل مشائیان و اشکالات سهروردی در مورد عناصر اربعه مورد نقد و بررسی قرارگرفته و نشان داده شده است که دلیل مخالفت سهروردی با عنصر دانستن آتش در طبیعیات و تغییر ملاک تقسیمبندی عناصر بسیط اولیه توسط وی، از نظام خاص الهیاتی وی ناشی شده است و او درنهایت، نظام طبیعیاتی کامل و مستقلی بر اساس نظریات خود بنا نکرده است.