پیشگامان داستاننویسی زنانه در ادبیات فارسی و عربی (با تأکید بر داستاننویسان زن در قرن نوزدهم)
نویسندگان
1 استادیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.
doi
10.22126/jccl.2022.7365.2349چکیده
نویسندگان زن در ایران و کشورهای عربی توانستهاند موقعیت خود را در نوشتن آثار داستانی ابراز کنند و مورد استقبال مخاطبان قرار گیرند. داستاننویسان زن تأکید داشتهاند که زنان معنیای خاص از تجربه زنانه را به خواننده نشان میدهند، که ادبیات مردانه قادر به توصیف و بیان آن نیست؛ از اینرو کوشیدند آثاری بنویسند که مستقیماً مربوط به تجربه های زنان باشد. در پژوهش حاضر، بر پایۀ مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی، زمینه های شکل گیری و تحول جریان زنانه نویسی در ادبیات داستانی این دو سرزمین بررسی شده است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که دورۀ اول داستاننویسی زنانه در ادبیات فارسی و عربی، بیانگر بیعدالتیها و رنج و محرومیت زنان است. دورۀ دوم، دوره بازیابی هویت زنان است و مسأله حق انتخاب، آزادی زن و تمایز بخشیدن به هویت زنانه مطرح است. آزادی زن، خروج از انفعال، ارتقای نقشپذیری زن از محیط خانه به سطوح مختلف جامعه اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و انتخاب قهرمان داستان از بین زنان، از مهمترین ویژگیهای آثار داستانی زنان در دورۀ سوم زنانهنویسی در ادبیات فارسی و عربی است. تلاش نویسندگان زن برای نمایش روایتی زنانه و بازنمودِ هویت زنان به شیوههای گوناگون در سطوح مختلف متن؛ ازجمله کاربرد واژگان، شخصیت پردازی، انتخاب قهرمان و روایتگرِ زن ارائه شده است.