سبک‎شناسی شعر روباه و کلاغ با تکیه بر اشعار حبیب یغمائی، میرزا علی‌اکبر صابر، سلیمان العیسی و محمد عثمان جلال

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

doi
10.22126/jccl.2022.6691.2284
چکیده

حکایت روباه و کلاغ از دیرباز موردتوجّه شاعران و داستان‌سرایان قرار گرفته است، شاعران در کشورهای مختلف، به زبان‎های متنوع و با سبک‎های متمایز این داستان را به نظم کشیده‎اند. در این پژوهش به بررسی و مقایسه سروده‎های چهار شاعر؛ حبیب یغمائی، (شاعر فارسی‌زبان) و علی‌اکبر صابر (سراینده اشعار ترکی) و سلیمان العیسی، شاعر سوری محمد عثمان جلال شاعر مصری‌تبار می‎پردازیم. این جستار با روش توصیفی - تحلیلی بر اساس مکتب آمریکایی (که در تطبیق دو ادب اصل تأثیرگذاری و تأثیرپذیری و داشتن ارتباط تاریخی را شرط واجب نمی‎داند) در ادبیات تطبیقی می‎کوشد جنبه‌های مختلف زیبایی شناسانه، نوآوری، شباهت‎ها، تفاوت‎ها و کارکردهای مختلف قصیده «روباه و زاغ» در چهار سطح؛ آوایی (موسیقی درونی و بیرونی)، بلاغی (کارکردهای زیبایی‌شناسی) لایه نحوی و فکری در آثار چهار شاعر نامبرده را ارزیابی کند. بررسی متون شعری این شاعران نشان می‌دهد که همه آن‌ها، جهت زیبا و جذاب جلوه دادن سرودۀ خود به موسیقی شعر، اهتمام ویژه‎ای داشته‎اند و از انواع تشبیهات و استعارات و جناس‎ها استفاده نموده‎اند. توجّه به واج‎آرایی و ضرب‎آهنگ شعر در سروده سلیمان العیسی نسبت به سه شاعر دیگر، کمتر است، شعر یغمائی، صابر و عثمان جلال دارای ردیف و قافیه و آهنگین است و کودکان به‌راحتی قادر به حفظ آن هستند، ولی سروده سلیمان العیسی به سبک شعر نو است و ضرب‎آهنگ آن چندان ملموس نیست. در لایه فکری، هدفشان تعلیم و تربیت و دوری از چاپلوسی و راست‌گویی کودکان است. یغمائی دریافت پیام متن را به عهدۀ مخاطب نهاده است ولی شعرای دیگر به پیام داستان اشاره نموده‎اند.