جستاری بینارشته‎ای در بازیابی رگه‌های بِه‌دینیِ عصر ساسانی در داراب‌نامۀ طرسوسی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22126/jccl.2021.6996.2314
چکیده

نوشتار پیش رو در راستای پژوهش‎های تطبیقی و مطالعات بینارشته‎ای در سه ساحت ادبیات، تاریخ و الهیات مجموعه‌ای از باورها و اساطیر مزدیسنی در اواخر دورۀ ساسانی و دورۀ آغازین اسلامی را در قالب کتاب داراب‎نامۀ طرسوسی بررسی کرده است. در این جستار که به روش توصیفی – اسنادی به انجام رسیده، فرض پژوهشگران این است که به‎دلیل وجود رگه‎های حماسی و اساطیریِ انکارناشدنی این قصه، به‎تبع عناصر و بُن‎مایه‎های حماسی و اساطیری ملی، سامی و اسلامی در آن دیده می‎شود. در این قصه عناصر زرتشتی، بِه‎دینی مزدیسنی ساسانی، زروانیسم، عناصر مانوی، سامی و اسلامی حضوری پررنگ دارد. پرسش‎های جستار حاضر این است که چه عناصر و باورهایی در آیین بِه‎دینی مزدیسنی ساسانی وجود داشته و درواقع این آیین در کتاب مورد پژوهش شامل چه عناصری است؟ اهمیت و ضرورت پژوهش در بازشناسی باورها و اعتقادات ایرانیان دورۀ میانه و دورۀ ساسانی است تا مراحل تکامل و دگرگونی و حتی آمیزش آن را با دیگر عناصر اعتقادیِ التقاطی، هم‎سو یا مخالف گزارش کند. درحقیقت از این راه و به‎مدد منابعی غیر تاریخی، همچون قصه‌های عامه، می‌توانیم تاریخ رشد تمدن و فرهنگ ایران را بازکاویم. یافته‎ها نشان داد که تلفیقی از آیین‎های اوستایی، مانوی- مندایی و اسلامی در این قصه دید می‎شود. این مزج اعتقادی و آیینی در داراب‎نامه در مقوله‎هایی همچون عناصر زرتشتی و حماسی- ملی مانند جزا و پاداش و همیستگان، تیشتر، کیومرث و جمشید و تهمورث دیوبند، ارزیز و مس گداخته، کوه قاف و البرز، یأجوج و مأجوج و قلعۀ دیوهره وجود دارد، در بخش عناصر پسازرتشتی مواردی همچون عناصر آیین مانی، آیین مندایی و صابئین، عناصر سامی و عناصر اسلامی وجود دارد که هرکدام شامل مؤلّفه‎هایی بود که خود این مؤلّفه‎ها نشان‎دهندۀ اشتراک و همسانی مظروف با اختلاف در ظرف آنان است.