بررسی تطبیقی کهنالگوی آنیما در اشعار محمود درویش و فریدون مشیری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
doi
10.22126/jccl.2022.6664.2280چکیده
بنابر دیدگاه یونگ، روانشناس سوئیسی، ضمیر ناخودآگاه بشر یک سویة جمعی دارد که آکنده از کهنالگوهای موروثی از نیاکان اوست. این میراث میتوانند بر افکار و احساسات بشر تأثیر بگذارند. یکی از آن کهنالگوها آنیما نام دارد که به شخصیت زن پنهان در وجود هر مردی اطلاق میشود. در آثاری که برآمده از احساسات مردانه هستند، بهویژه آثاری که مضمونی عاشقانه دارند، بهتر میتوان ردّ پای آنیما را دید؛ زیرا در این آثار، زنِ درون مرد، مجال یافته تا خود را به مرحلۀ ظهور و بروز رساند. نوشتار پیش رو با روش تحلیلی - تطبیقی و با رویکرد تطبیقی مکتب آمریکایی که شباهت آثار ادبی را ناشی از مشترکات روان همۀ انسانها میداند، به بررسی موشکافانة این کهنالگو در اشعار عاشقانة دو شاعر عشقپرداز معاصر، یعنی محمود درویش و فریدون مشیری میپردازد. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که میتوان از آنیما بهعنوان مبنای مشترک در تطبیق اشعار دو شاعر استفاده کرد؛ زیرا با اینکه آنها از دو فرهنگ و نژاد مختلف هستند؛ امّا بهطور مشترک، بسیاری از کارکردها و فرافکنیهای مثبت و منفی آنیما را بهکار بردهاند. وقتی احساس غم، ترس، پوچی و مرگ دارند، در سیطرۀ آنیمای منفی قرار دارند و آنگاه که همسر ِدل و بانوی رؤیاهای خویش را سراپا همه خوبی و زیبایی مینامند و در آرزوی وصال او هستند، تحت سلطۀ آنیمای مثبت خویش هستند.