نشانهشناسی فرهنگی رمانهای همنوایی شبانه ارکستر چوبها و واحۀ غروب (خوانشی تطبیقی برپایة الگوی طبیعت و فرهنگ یوری لوتمان)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/jccl.2021.5986.2212چکیده
یوری لوتمان نشانهشناسی فرهنگی را برپایة تقابلهای تعاملی در سه الگوی طبیعت و فرهنگ، آشوب و نظم، خودی و دیگری تبیین کرده است، چنانکه نشانهشناسی فرهنگی وی توانسته است پیوند ساختارهای مبتنی بر رمزگانی ویژه را در یک نظام تقابلی - تعاملی تفسیر کند. لوتمان تأثیر و تأثّر طبیعت، فرهنگ و رمزگان آنها را روی شخصیتها و کنشهای آنان با سه الگوی یادشده نشان داده است. هدف نشانهشناسی فرهنگی، مطالعة مناسبات بینافرهنگی نظام تقابلی و تعاملی الگوی طبیعت و فرهنگ است که گسترۀ فرهنگ خودی و رمزگان آن را دربرابر نافرهنگ یا فرهنگ دیگری تبیین میکند. رمانهای مهاجرت گسترة مناسبی برای مطالعة تقابل، تعامل، تنگناهای طبیعت و فرهنگ و رمزگان آنها هستند. نوشتار پیش رو مؤلّفههای اساسی ساختار شخصیتها و کنشهای آنان را در رمان همنوایی شبانة ارکستر چوبها از رضا قاسمی و رمان واحۀ غروب از بهاء طاهر برپایه الگوی طبیعت و فرهنگ لوتمان با خوانشی تطبیقی بهروش توصیفی - تحلیلی بررسی کرده است. هدف پژوهش تبیین جایگاه شخصیتها و کنشهای آنان مبتنی بر تقابل و تعامل بینافرهنگی فرهنگ مبدأ و مقصد در رمانهای مورد مطالعه است. دستاورد پژوهش نشان میدهد، این دو نویسنده فرهنگ خودی را در تلاطم مهاجرت شخصیتها به فرهنگ میزبان مبتنی بر مؤلّفههای طبیعت و فرهنگ حفظ کردهاند، چنانکه رمانهای این دو نویسنده در مؤلّفههای اجتماعی جنسیت، ازدواج و غلبة قدرت (قتل) با الگوی نسبی طبیعت - فرهنگ همخوانی دارند. بافت مکانی و فضاسازی واحۀ غروب با الگوی طبیعت سازگار است، امّا رمان همنوایی شبانه ارکستر چوبها با الگوی فرهنگ همگرایی دارد.