تحلیل اسطورهشناختی سیر تحوّل شخصیت بنیادین قهرمان، در افسانههای «آهوبچّه» و «خواهر و برادر» براساس نظریۀ «سفر قهرمان» کمپبل
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد، شهرکرد، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد، نجفآباد، ایران
doi
10.22126/jccl.2022.7516.2368چکیده
نقد کهنالگویی یونگ، از زیرمجموعههای نقد روانشناختی است. در اینگونه نقد، آرکیتایپهای موجود در اثر بررسی میشوند. آنها، لایههای مبهم ضمیر ناخودآگاه جمعی بشر هستند که جنبۀ موروثی دارند و با نفوذ در ضمیر ناخودآگاه جمعی، بخشی ذاتی از سازمان روانشناختی فرد میشوند. یکی از پرکاربردترین کهنالگوها که الگویی جهانی و معتبر است؛ «مقولۀ سفر قهرمان کمپبل» است. وی آن را «هستۀ اسطورۀ یگانه» نامید. کمپبل سفر را متشکّل از سه مرحلۀ: عزیمت، جدایی و بازگشت میداند که رشد کهنالگوها در روان فرد، مستلزم گذر از این مراحل است. برابر این مقوله، قهرمانان در افسانههای گوناگون، در قالب و هیئتهایی مختلف هستند و سرگذشتی مشابه دارند. پژوهش حاضر به روشی توصیفی - تحلیلی با هدف نقد کهنالگویی سفر قهرمان در افسانۀ «آهوبچّه» و «خواهر و برادر» است. قهرمان در این افسانهها، بدون درنظرگرفتن تقارن زمانی و عدم تقارن آن، واکاوی میشوند و شباهتهای ساختاری سفر قهرمان محرز میشود. سفر قهرمان در آثار روایی ملّتهای گوناگون، بیشتر از الگویی واحد پیروی میکنند. بیداری قهرمان درون در وجود شخصیتهای قهرمانی برپایه انگاره کمپبل، پایاندهندة این نظریۀ است که باعث فرایند دگردیسی میشود.