بردار کردن رُستَم (بررسی فرایند دگرگشت شخصیت تَهمتن در «غُرَرُ الملوک» ثعالبی در قیاس با شاهنامه فردوسی)

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی، مدرّس مدعو گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران

doi
10.22126/jccl.2022.6328.2251
چکیده

رستم از بارزترین شخصیت‎های ادبیات حماسی ایران است که در متون حماسی ادبیات فارسی به‌ویژه شاهنامة فردوسی منزلت و جایگاه درخور ویژه‎ای دارد، امّا این بدین معنا نیست که آثار دیگری که در راستای گزارش پهلوانان حماسی ایران به نگارش درآمده‎اند، به همان اندازه در تبیین جایگاه وی کوشیده‎اند. این اهمال و بی‎توجّهی به‌وسیلة بسیاری از نویسندگان عربی - اسلامی که در زمینه‎های دینی و فرهنگی جدید سر برآورده‎اند، پدیده‎ای عجیب و شگفت‎انگیز نیست، امّا دگرگشت و اهمال آن در شاهنامه ثعالبی که نزدیک‎ترین متن عربی - اسلامی به شاهنامه است و توسّط ادیبی از نیشابور که در خراسان می‎زیسته و از منابع مشترکی با ابوالقاسم فردوسی در تدوین تاریخ حماسی ایران بهره برده و از جهت‎های زیادی همچون نام‎ها، توصیفات، رویدادها با آن مشترک است، شگفت‎انگیز و جای بحث و بررسی دارد. پژوهش حاضر می‌کوشد، به‌نقد و ارزیابی فرایند کاسته‎شدن جایگاه رستم و دگرگشت شخصیت تهمتن در کتاب غرر الملوک ثعالبی بپردازد و علّت‎ها و جلوه‎های آن را در مقایسه با شاهنامه فردوسی به بوتة نقد و تطبیق بکشاند. براساس یافته‎ها، با تکیه بر فرضیة بازآفرینی رستم در شاهنامه و اشتراک منابع فردوسی و ثعالبی، عواملی همچون مغایرت مبنایی شرح پهلوانی فردوسی با کتاب شرح شاهان ثعالبی، رویکرد تاریخی و دینی وی، تضاد گفتمانی و نگرشی میان شاعر و مورخ در رابطه با تجسّم ابرقهرمانان حماسی، در دگرگشت این شخصیت حماسی در متن عربی، مورد بحث نقش بسزایی دارد. لازم به ذکر است که روش به‌کاررفته در نوشتار پیش رو، توصیفی - تحلیلی برپایة مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی است.