واکاوی نقشهای ششگانۀ زبان در دیوان «الزمن الضیق» از سنیه صالح و «دیدار صبح» از طاهره صفارزاده برپایۀ نظریۀ ارتباطی یاکوبسن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عرب، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیجفارس، بوشهر، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیجفارس، بوشهر، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
4 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیجفارس، بوشهر، ایران
doi
10.22126/jccl.2022.7182.2332چکیده
واکاوی متون برمبنای نظریههای جدید نقد ادبی، یکی از روشهای دستیابی به جنبههای ساختاری آنها در عصر حاضر است. ازجمله این نظریهها، مدل ارتباطی یاکوبسن، زبانشناس روسی است. یاکوبسن به مسائل ساختار زبانی در شعر توجّه داشته و شعر را جزء جداییناپذیر زبانشناسی دانسته است. وی ارتباط را از راه شش کارکرد عاطفی، ترغیبی، همدلی، ارجاعی، فرازبانی و ادبی زبان تعریف کرده است. پژوهش حاضر میکوشد بهصورت تطبیقی و با رویکرد توصیفی - تحلیلی، به جستجوی ساختار زبان و کارکردهای اساسی آن از منظر مدل ارتباطی یاکوبسن در اشعار سنیه صالح (1935-1985) شاعر معاصر اهل سوریه و طاهره صفارزاده (1315-1387) شاعر معاصر ایرانی بپردازد. یافتهها نشان میدهد، با توجّه به ویژگیهای شعری و همچنین مضامین موجود در دیوان «دیدار صبح» از صفارزاده، وجه غالب نقشهای زبانی در آن بهترتیب نقشهای؛ ارجاعی، ترغیبی و ادبی است، چنانکه نقشهای عاطفی، ادبی و ارجاعی از نقشهای غالب کلامی در دیوان «الزمن الضیق» از سنیه صالح است. بررسی فرایند ارتباط در دیوانهای هر دو شاعر در آشنایی بهتر و بیشتر با نگرش و عقاید و اندیشۀ شاعران مؤثّر افتاده است.