غرض الهی از دید ابن سینا و مقایسه آن با نظر متکلمان
نویسندگان
1 دکتری فلسفه تطبیقی دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران.
doi
10.30497/ap.2017.67748چکیده
یکی از موضوعات مهم در اندیشه اسلامی بحث غرض داشتن حق تعالی است. آیا حق تعالی در افعال خود غرض و غایتی را دنبال میکند یا آنکه خدا منزه از غرض و هدف است. هر یک از نحلههای فکری بنا بر خداشناسی خود موضع متفاوتی در اینباره داشتهاند. معتزله بر غایت داشتن خداوند و اشاعره بر پیراسته بودن ساحت حق از آن، تأکید کردهاند. ابنسینا متناسب با نوع خداشناسی فلسفی خود، فراتر از نگاه ظاهری متکلّمان، همنظر با معتزلیان، نبود غرض را مساوی با عبث بودن فعل دانسته و در عین حال، همنظر با اشاعره، داشتن غرض را مخالف توحید الهی میداند. از دید ابنسینا علم عنایی حقّ، علّت تامّه پدیدآمدن موجودات است و علم ذاتی حق به ذات خود، مبدأ فَیَضان عالَم وجود است. علم عنایی واجب به موجودات و علم او به اینکه واجب است موجودات چگونه باشند تا بر نیکوترین نظام موجود شوند، موجب پدید آمدن نظام عالم است. بر این اساس غرض نداشتن افعال الهی به دید ابنسینا، نه مطابق با نظر اشاعره است و نه پذیرفتن غایت از سوی او، همانند نظر متکلمان عدلیه است، بلکه وی طرحی نو در میاندازد و هر دو نظر را بر اساس مبانی فکری خویش اصلاح میکند.