تأثیر شناخت «بدن» در نفسشناسی ابنسینا (بررسی هشت مسئله از علمالنفس سینوی)
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.30497/ap.2017.67154چکیده
از منظر حکمت، وجود انسانی حاصل پیوندی عمیق میان نفس و بدن است و این دو، در کنار یکدیگر هویت انسان را رقم میزنند. در دوگانه نفس و بدن، نفس جایگاهی به مراتب رفیعتر به خود اختصاص داده و عموم حکمای مسلمان ازجمله ابنسینا در مباحث انسانشناختی خود کوشیدهاند تا «نفس» را بهعنوان اساس و شالوده وجود انسان مورد شناسایی قرار دهند و جایگاه آن را در منظومه هستیشناسی خویش، تبیین کنند. بدیهی است که به جهت محوریت مباحث «نفس» در نگاه پژوهشگران، نقش و جایگاه «بدن» از مرکز توجه خارج شده و کمتر مورد عنایت و التفات قرار گرفته است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که در اندیشه فیلسوفی چون ابنسینا، جایگاه «بدن» و شناخت آثار و احوال آن به چه میزان در شناخت نفس انسان شایسته توجه و اهتمام است؟پاسخ اجمالی به این پرسش، این است که در نگرش طبیعی و فلسفی ابنسینا، بدون شناخت بدن انسان و خصوصیات آن، شناخت نفس، امری ناممکن مینماید و مباحثی چون تعریف نفس، اثبات وجود نفس، جوهریت و تجرد نفس، مغایرت نفس و بدن، ادراک نفس و اثبات روح بخاری، بهمدد شناخت ماده بدنی و از طریق تبیین ویژگیهای بدن امکانپذیر است.