معناداری صفات ذاتی خداوند از منظر ابن سینا و شیخ احسائی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دین دانشگاه تهران
2 دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران
doi
10.30497/ap.2017.63559چکیده
شاذترین نظریه در باب صفات ذاتی واجب تعالی، ایده «اتحاد مفهومی و مصداقی صفات با ذات» است که در آثار گوناگون ابن سینا و شیخ احسائی، بدان تصریح شده است. اینان بر پایه برخی مبادی نظری خاص، از جمله «اعم بودن مفهوم صفت از عرض» و «امتناع انتزاع مفاهیم متفاوت از بسیط حقیقی»، چنین دیدگاهی را اتخاذ کردهاند. اما از آنرو که هر ایده مستقل در باب اوصاف الهی، متضمن گونهای خاص از معناداری است و نظریه «ترادف مفهومی صفات» نیز، بیشتر از حیث کارکرد معنایی، دچار چالش است؛ پژوهش پیش رو در پی تبیین و تحلیل وجه معناشناختی صفات ذاتی در پرتو ترادف مفهومی آنها میکوشد، چه هر دو قائلِ نظریه مزبور، به کارکرد مفهومی صفات ذاتیِ مترادف در گزارههای الهیاتی توجه داشتهاند. ابنسینا پس از پذیرش «وجود» به عنوان نخستین صفت واجب تعالی، فهم دقیقتر هر یک از صفات ذاتی را، منوط به لحاظ وجود خداوند با یک مفهوم «سلبی»، «اضافی» یا مرکب از آندو دانسته است؛ اما احسائی به نحو دیگری، ثمرات معنایی صفات ذاتی را حول یک امر ایجابی و دو وجه سلبی بیان میدارد: نفی خلوّ ذات از کمالات، تنزیه ذات اقدس از مقابلات صفات و نفی تشبیه صفات الهی با صفات مخلوقات. البته او برای هر یک از کمالات ذاتی خداوند، صفات فعلیِ متناظر با آن قائل است و حقیقت محمدیه را حامل و جامع آن صفات فعلی میداند.