خوانشپذیری شعر فاطمه ناعوت و محمدرضا شفیعیکدکنی بر اساس نظریه «شعور مادّه»
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.22126/jccl.2021.5978.2210چکیده
شعور ماده، دیدگاهی است در امتداد آراء هستیشناسان و نواندیشان و برآیندی از سلسله پژوهشهای میدانی و آزمایشگاهی پیرامون دو مقوله ماده و شعور که در سدههای اخیر ابعاد جدیدی از آن مورد توجه قرار گرفته است. مطابق این نظریه، قلمرو شعور و ادراک بسیار گسترده و همه اشیاء شعورمند هستند. این نظریه که بنمایۀ اصلی آن وامدار فلسفه و عرفان شرقی است، در آثار شاعران معاصر عربی و فارسی نیز تبلور یافته است که ازجمله تعقیبکنندگان آن، فاطمه ناعوت، شاعر و روزنامهنگار مصری و محمدرضا شفیعی کدکنی میباشند. مقوله شعور ماده، در شعر هر دو شاعر، حضور قابل توجهی دارد و ذهن آنها را بر آن داشته است تا روح این معنا را در حوادث و اشکال مختلف امروز تسرّی بخشند. به همین علت، خوانشپذیری شعرشان بر مبنای نظریه شعور ماده از مهمترین یافتهها در مسیر بررسی شعر این دو شاعر است. مقالۀ حاضر بر آن است تا میزان انطباق آثار دو شاعر را با مبانی نظریه شعور ماده مورد بررسی قرار دهد. نتیجۀ این بررسی نشان میدهد، ناعوت و شفیعی، ضمن پذیرش درکپذیری و شعورمند بودن عناصر، روابط بین اشیاء را براساس شبکههای نظاممند، حافظه پنهان و هوشمندی، کشف و با استفاده از فنهای شعری انعکاس بخشیدهاند و البته برای فرار از پیچیدگیهای زبان فلسفی و عرفانی، عموماً از سوژههای ملموس در شعر استفاده کردهاند.