بررسی تطبیقی «زاویۀ دید» در رمان «أُمُّ سعد»(کنفانی) و خاطرات «دا»(زهرا حسینی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
4 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/jccl.2022.5802.2188چکیده
زاویۀ دید، یکی از مهمترین عناصر داستاننویسی است. چشماندازی در روایت که خواننده از رهگذر آن داستان را تجربه میکند. در نقد عنصر زاویۀ دید، دو ژانر به نام خاطرات دا اثر اعظم حسینی در حوزۀ دفاع مقدس ایران و رمان امّ سعد نوشتۀ غسّان کنفانی از ادبیات مقاومت فلسطین برگزیده شده است. هدف پژوهش، تحلیل زاویۀ دید، شگردها و فنهای دو نویسنده یا راوی و تأثیر آن بر درونمایههای داستان و شیوۀ پژوهش، نیز توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی و بیان نقاط اشتراک و نیز افتراق در دو داستان بوده است. ساختار دا در قالب زندگینامه، تداعی معانی، روایت غیر خطّی و مستند است. ساختار امّ سعد بر مبنای روایت خطّی است که در دو بُعد واقعگونه و نمادین، بازگویی میشود. نتایج تحقیق نشان داد، شیوههای زاویۀ دید بیرونی در امّ سعد و تکنیکهای زاویۀ دید درونی در دا فراگیرتر است. کنفانی از دید درونی اوّلشخص نویسنده و شخصیت امّ سعد بر محور تکنیکهای تکگویی درونی، حدیث نفس، جریان سیّال ذهن و انواع دید بیرونی بهره میبرد. دا نیز ضمن استفاده از این دو شگرد، در حوزۀ دید درونی ازجمله تکگویی نمایشی استفاده بیشتری میبرد و در انواع زاویۀ دید بیرونی شواهد کمتری دارد. چشمانداز مشترک دو روایی ادبی، دید اوّلشخص تکگویی درونی، خودگویی و سومشخص نمایشی یا عناصر زاویۀ دید است. نگارندگان در جُستار حاضر، ابتدا به زاویۀ دید و انواع آن سپس به شگردها و تکنیکهای دید راوی دو داستان پرداختهاند.