ملاک‏ شناسی تعدد قوای نفس بر اساس نقد و تحلیل تطبیقی دیدگاه‏ های ابن‏ سینا، فخررازی و صدرالمتألهین

نویسندگان

1 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه تهران

doi
10.30497/ap.2016.61499
چکیده

ارائه تعریفی روشن برای قوای نفس و برشماری کارکردهای هریک از قوا، نیازمند پاسخی پیشینی به مسئله «امکان تعدد قوای نفس و ملاک تکثر یافتن هریک از آن‌ها» است. ابن‌سینا از اولین فیلسوفانی است که به تبیین جایگاه دقیق قوا در نفس پرداخته و ملاک «تعدد قوا بر اساس تعدد جنسی ـ نوعی افعال» را بر مبنای قاعده «الواحد» ارائه داده است. فخررازی با نفی کبروی قاعده الواحد، ملاک ابن‏سینا را به چالش می‏کشد. او تعدد قوا را به تعدد آلات فروکاسته و بر اساس آن، نفس را به‌شکل مستقیم، فاعل و مدرِک تمام افعال و ادراکات خود دانسته است. در این میان، صدرالمتألهین راهی میانه را بر اساس مبانی نفس‏شناسی خود که مبتنی بر هستی‏شناسی حکمت متعالیه است، ارائه می‏دهد. او نه کاملاً همسان با ابن‏سینا گام برداشته است تا قوای نفس را فاعل و مدرِک مستقیم معرفی کند، و نه سخنی همانند فخررازی در نفی واسطه‌گری قوا ارائه داده است؛ بلکه با نگاه تشکیکی به نفس، تحویلی‌نگری ابن‏سینا و فخررازی را نقد کرده و با قرار دادن قوای متعدد نفس در سه مرتبه حس، خیال و عقل، به‌رغم اثبات واسطه‌گری قوا، نفس را نیز مستقیماً مدرِک و فاعل مباشر دانسته است.