بررسی مقایسهای عناصر نمایشنامه در آثار نمایشی محمود دولتآبادی و سعدالله ونوس براساس دیدگاه ارسطو (مورد پژوهانه: نمایشنامه تنگنا و نمایشنامه بائع الدبس الفقیر)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22126/jccl.2021.5590.2164چکیده
ازآنجا که ساختار نمایشنامه بر پایه داستان است، هر نمایشنامه بایستی دارای ساختاری معین باشد تا خللی در داستان آن به وجود نیاید؛ بنابراین نمایشنامهها نیز بهمانند داستانها دارای عناصری ویژه هستند که بررسی و تحلیل آنها در پژوهشهای امروزی، امری مهم تلقی میشود. پژوهش حاضر با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی مقایسهای عناصر نمایشنامه در دو نمایشنامه تنگنا اثر محمود دولتآبادی از نویسندگان بزرگ معاصر ایران و بائع الدبس الفقیر اثر سعدالله ونوس نمایشنامهنویس معاصر سوری، با تکیه بر دیدگاه ارسطو، میپردازد. بر اساس یافتههای این پژوهش، هر دو نویسنده، نمایشنامه های خود را برمبنای یکسری اصول و عناصر نگاشتهاند. در این میان، همۀ عناصر ارسطو در دو نمایشنامه وجود دارد مگر ریتم و آواز که جایگاه ویژهای در نمایشنامه تنگنا ندارد امّا تفاوتهایی در برخی عناصر دیگر به چشم میآید؛ آنگاه که در عنصر شخصیت، تمام شخصیتهای نمایشنامه دولتآبادی، فرعی هستند؛ در حالی که نمایشنامه ونوس، دارای شخصیتی محوری است که تمامی شخصیتهای فرعی پیرامون وی میگردند و همچنین نوع بیان در دو اثر متفاوت است و اینکه منظره نمایشی نمایشنامه ونوس در چند پرده آمده در حالی که کلّ نمایشنامه دولتآبادی در صحن خانهای قدیمی به نمایش درآمده است.