تحلیل و بررسی مبانی و ادله ابنسینا در خصوص فناناپذیری نفوس
نویسندگان
1 دانشیار 'گروه فلسفه دین دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکترای دانشگاه ازاد واحد عدوم و تحقیقات
3 استادیار گروه تاریخ تمدن اسلامی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران.
doi
10.30497/ap.2016.61500چکیده
ابنسینا معتقد است نفس انسانی دارای حیات جاودانه است؛ لکن وی بهرغم باور به ابدی بودن نفس، ازلی بودن آن را نمیپذیرد و به حدوث تجردی نفس باور دارد. وی در بسیاری از آثارش، ادلهای برای اثبات جاودانگی نفس اقامه کرده است. ابنسینا با استفاده از اصولی چون تعلق تدبیری نفس به بدن، نیازمندی نفس به عقول مجرده، مجرد بودن نفس انسانی، تعقل ذات توسط نفس، تعقل امور نامتناهی توسط نفس، و نابود نشدن نفس توسط علل موجده آن، ادلهای برای اثبات جاودانگی نفس اقامه میکند. در این میان، آنچه بهگونهای هسته مشترک تمام ادله ابنسینا را تشکیل داده است و بهصورت مستقیم یا ضمنی، در ادله وی دیده میشود، بساطت و تجرد نفس انسانی است. ابنسینا در آرای خود در این زمینه، تحت تأثیر افکار ارسطوست. ادله ابنسینا، اگرچه تا اندازه زیادی در اثبات جاودانگی نفس موفق بوده است، رخنههایی نیز دارد که از آن جمله عدمتبیین چگونگی استکمال نفس در عین وجود تجردی آن است. این مسئله در آرای ملاصدرا مورد توجه و اصلاح قرار میگیرد.