رئالیسم انتقادی در زنسرودههای فروغ فرخزاد و سعاد الصباح
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 کارشناسارشد زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی بابل، بابل، ایران.
doi
10.22126/jccl.2021.5735.2181چکیده
شاعران معاصر برای بیان احساسات و تراوشات فکری خود که ناشی از اوضاع نابسامان جامعه است، از رئالیسم بهره می گیرند تا نارساییهای موجود در آن را در اشعار خود بازتاب دهند؛ فروغ فرخزاد و سعاد الصباح از شاعران بزرگ زن ایرانی و کویتی هستند که در زنانهسرودههای خود بهشکلی پربسامد، خصوصیات رئالیسم انتقادی را بهکار گرفتهاند. نوشتار پیش رو درصدد آن است که با تکیه بر شیوۀ توصیفی - تحلیلی، اشعار زنانه این دو شاعر زن را ازمنظر رئالیسم انتقادی بررسی کند. نتایج پژوهش نشان میدهد که زنسرودههای این دو شاعر، نگاه بیپیرایه و منتقدانۀ آنها را دربارۀ مسائل زنان و تفکّر مردم ایران و کویت را درقبال زنان بازتاب میدهد؛ این اشعار بهمنظور انتقاد از رویکرد مردسالارانۀ غالب، نادیدهانگاشتهشدن نقش زنان، تلاش برای احقاق حقوق ازدسترفتة آنها و انتقاد از نقش و جایگاه کنونی زن در خانه و خانواده و یا بیان برخی رویکردهای زنانه در شعر مانند دلدادگی به معشوق و بیان گفتوگوهای عاشقانۀ زنان با آیینه، در شعر دو شاعر بهکار رفته است. نیز شدّت نگاه مردستیزانه در شعر فروغ بسیار پررنگتر از شعر سعاد است؛ زیرا سعاد شاهدختی بوده که در خانۀ شاهزادهای کویتی طعم شیرین خوشبختی را چشیده است؛ ولی فروغ بهواسطۀ زیستن فقیرانه در خانوادهای دیکتاتورمآب پدری و در پی آن، شکست در زندگی زناشویی، از نگرشی بدبینانهتر و تیرهتری نسبت به جامعه برخوردار است.