حقیّت خداوند در نظر ابنسینا و تأثیر آن بر نظریه وحدت وجود در ملاصدرا
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه بیرجند
doi
10.30497/ap.2016.59346چکیده
بحث «وحدت وجود» در عرفان و فلسفه اسلامی بهعنوان بحثی پرمناقشه شناخته میشود. این بحث در حکمت متعالیه که محل تلاقی جریانات فکری پیش از خود بوده، نیز بهگونهای جلوهگر شده است. یکی از پرسشهای اساسی مطرح در این زمینه چگونگی راه یافتن این بحث به فلسفه اسلامی است؛ پرسشی که در این مقاله برآنیم تا پاسخش را در بحثی نزد ابنسینا بیابیم که میتوان آن را «حقیّت خدا» (انتساب حق به خدا) نامید. چنین بهنظر میرسد که گرایشهای قرآنی فیلسوفان اسلامی که بر طرح و بسط این بحث (حقیّت خدا) نزد آنها اثرگذار بوده، باعث بهوجود آمدن بحث تقابل «حق» و «باطل» در فلسفه اسلامی شده است؛ بحثی که بعدها با عنوان تقابل «وجود» و «عدم» پی گرفته شده است. سرانجام، تقابل حق و باطل در فلسفه اسلامی از نگرشی انحصارگرایانه در انتساب حق، بهمعنای وجود، به خدا سر درآورده و در پایان به نسخهای تلطیفشده از نظریه وحدت وجود نزد ملاصدرا ختم شده است.