مقایسه روش شناسی ابن سینا در مسأله نفس با روش علوم شناختی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.30497/ap.2016.59345چکیده
بهدنبال پی بردن به ضرورت مطالعه میانرشتهای درباره ذهن و نفس، در قرن بیستم دانشی به نام علومشناختی ایجاد شد. ابنسینا در رویکردی مشابه، در آثار متعددش از زوایای مختلف به شناخت نفس پرداخته و از علوم گوناگون پزشکی، عصبشناسی، عرفانی و عقلی در این باره بهره برده است. این مقاله در پی شناخت روش و متدولوژی ابنسینا در طرح مسائل نفس است تا بتواند آن را با روش علومشناختی مقایسه کند. بهرغم مشابهتهای کلی رویکرد ابنسینا در مسئله نفس با علوم شناختی، اختلافاتی عمده نیز وجود دارد که باعث بهدست آمدن محتوا و نتایج متفاوت درباره نفس در هریک از این مطالعات شده است. روش ابنسینا که در خطوط کلی مشابه شیوه علومشناختی است و بسیار پیشتر از این علوم وجود داشته است، روش میانرشتهای است. این روش درحوزه نفسشناسی در میان متفکران مسلمانان ادامه نیافت.