بررسی نظریه ارجاع اولیات به علم حضوری (نزد ابن سینا، مصباح یزدی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه فردوسی مشهد
2 مدیر گروه فلسفه/ دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی
3 استاد / دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.30497/ap.2016.59348چکیده
احراز صدق اولیات ازجمله دغدغههای مهم معرفتشناختی است. ابنسینا این قضایا را بدیهیالصدق میداند (نظریه کلاسیک). از میان متأخران، مصباح یزدی این راهحل را کافی ندانسته و به آن اشکال وارد کرده است. از نظر وی احراز صدق و کلیت حقیقی این قضایا در گروی فرارَوی از مفاهیم و بهکار گرفتن علم حضوری است و اینگونه میتوان اطمینان حاصل کرد که اولیات بافتههای ذهن نیستند، بلکه حقایقی عینی و کلی هستند. مقاله پیشِرو شامل سه بخش است: بخش اول، طرح مسئله تحقیق است؛ بخش دوم، طرح نظریه کلاسیک و نقد مصباح یزدی بر آن است؛ بخش آخر، طرح و بررسی نظریه مصباح یزدی و پاسخ به اشکالات واردشده به این نظریه است. در این قسمت دو بحث عمده وجود دارد: اول اینکه هردو معنای ارجاع اولیات به علم حضوری معانی قابلقبولی هستند؛ بحث دوم اینکه اشکال ابتنای صدق قضیه کلی بر جزئی، ناشی از عدمتفکیک بین حیثیت مابه ینظر و مافیه ینظر مفاهیم است. نتیجه اینکه از نظر ما رگههایی از دیدگاه مصباح یزدی در آثار ابنسینا وجود دارد