سعادت از نظر ابن سینا؛ غایت جامع یا غالب

نویسندگان

1 استاد گروه فلسفه اسلامی دانشگاه تربیت مدرس

2 دانش آموخته دکتری / دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.30497/ap.2016.61214
چکیده

یکی از مسائلی که در بحث سعادت قابل‌طرح است، این است که آیا عوامل متعددی در تحقق سعادت دخالت دارند، یا حصول سعادت وابسته به یک عامل است و اگر عوامل دیگری مطرح می‌شود، به‌منزله مقدمه برای تحقق آن عامل اصلی هستند. این دو تفسیر از سعادت، امروزه با عنوان «غایت جامع» و «غایت غالب‌« مطرح می‌شود و اندیشمندان می‌کوشند عوامل دخیل در سعادت را ـ براساس میزان اثرگذاری آن‌ها در تحقق سعادت ـ تحلیل کنند. در نوشتار حاضر و در پاسخ به این مسئله براساس فلسفه ابن‌سینا، می‌بینیم که ابن‌سینا سعادت انسانی را برمبنای حصول کمال قوای نفسانی انسان توضیح می‌دهد و می‌گوید نفس، کمالی از جهت ذات دارد که عبارت است از ادراک عقلی، و کمالی از جهت ارتباط با بدن دارد که مقصود از آن اکتساب هیئت استیلایی بر بدن و به‌دست آوردن فضایل اخلاقی است؛ اما ابن‌سینا انجام فضایل اخلاقی را مقدمه‌ای برای ادراک عقلی می‌داند و سعادت نهایی نفس را در اتصال به عقل فعال و ادراک عقلی معرفی می‌کند؛ از‌همین‌روست که او درک لذت کامل ناشی از سعادت حقیقی را منوط به مفارقت نفس از بدن می‌انگارد و تحقق آن را در نشئه آخرت میسر می‌داند. بدین ترتیب، می‌توان گفت ابن‌سینا سعادت را به‌عنوان غایت غالب تبیین می‌کند.