بررسی گفتمان اجتماعی زنان در رمان رائحة الورد و أنوف لا تشم و این خیابان سرعتگیر ندارد (واکاوی براساس گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف)
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
4 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22126/jccl.2022.4995.2073چکیده
مبنای پژوهش حاضر، الگوی گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف است. کارکرد آن، بازبینیِ شرایط خاصی است که متن در آن آفریده شده است. بر این اساس رمان رائحة الورد اثر احسان عبدالقدوس و داستان این خیابان سرعتگیر ندارد نوشتة مریم جهانی واکاوی شدهاند. هدف پژوهش حاضر آن است در سایۀ الگوی انتقادی فرکلاف، پسزمینۀ اندیشۀ دو نویسنده بازشناسی شود. یکی براساس اندیشههای مردانهاش و دیگری ظرافتهای زنانهاش، علیه الگوهای تحمیلی مردسالارانه در جامعه، تاختهاند. تلاش عبدالقدوس آن است با تکیه بر واژگانِ متن، جامعهای را بازنمایی کند که دیدگاه آن، بهطور کلّی نسبت به زنان و بهویژه نسبت به زنان مطلّقه، نگرشی نابسامان است. هدف نهایی عبدالقدوس پس از بازنشانی شرایط نامطلوب، القای خودآگاهی زنان نسبت به شرایط خود و سپس تشویق آنان برای مشارکت و یافتن راهی برای اصلاح وضع موجود و عبور از بحران اجتماعی است؛ از سوی دیگر داستان جهانی، تصویرآفرینی از جامعهای است که مردسالاری در آن، موانعی را برای زنان در دستیابی به استقلال ایجاد میکند و درنهایت نسبت به انفعال زنان دربرابر اندیشههای مردسالاری، انتقاد میکند.