روش فلسفی ابن سینا در تفسیر حروف مقطعه قرآن
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 کارشناس ارشد فلسفه و کلام
doi
10.30497/ap.2014.49252چکیده
همواره تفسیر و فهم معانی حروف مقطعه قرآن از مهمترین مسائل تفسیری به شمار رفته است. ابنسینا به عنوان یک فیلسوف مسلمان در تفسیر آیات از روش فلسفی و مبانی حکمت خود که بیشتر جنبه نوافلاطونی دارد، بهره میگیرد. او در رساله النیروزیه که به تفسیر حروف مقطعه اختصاص دارد، ابتدا به بیان مبانی حکمت خود مانند نظریه صدور و پیدایش نظریه صدور و پیدایش موجودات از واجب الوجود، میپردازد و سپس سعی میکند تا با استفاده از نظریه حروف ابجد، حروف مقطعه قرآنی را بر این مبانی تطبیق و تفسیر کند. از نظر وی هر یک از حروف مقطعه که معادل حروف ابجد در نظر گرفته میشوند، به صورت فردی یا در حال ترکیب با حروف دیگر، بر اساس قوانین خاصی که ابنسینا ارایه میدهد، با موجودات خاصی متناظر خواهند بود.